اشعار عارفانه و انقلابی از شعرای معاصر
چراغ ظلم ظالم تادم محشر نمی سوزد ... اگر سوزد دمی سوزد دمی دیگر نمی سوزد
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام و احترامات خدمت تمامی شما دوستان عزیز به امید صحت وسلامتی کامل شما : دوستان عزیز وبلاگ هذا جهت رشد وارتقای ادب وادبیات شعر ساخته شده تا خدمتی باشد برای هم میهنان عزیز ودوست داران شعر وادب , شما عزیزان گل می توانید مطالب جدید از اشعار را از شعرای سلف ومعاصر دریافت نمایید به امید موفقیت هر چه بیشتر شما عزیزان مارا هم از دعای خیر تان فراموش نکنید .

مدیر وبلاگ :حاج محمود نیکه
          
پنجشنبه 14 اسفند 1393

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم
به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم

نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم
خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم

همه به کاری و من دست شسته از همه کاری
همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم

خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل
در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم

اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری
تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم

چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست
ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم

به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدائی
اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 فروردین 1399

باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
باز ای سپیده شب هجران نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد به روی تو
افسوس ای شکوفه خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند
افسوس ای غزال غزل خوان نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من تو که مهمان نیامدی

خوان شکر به خون جگر دست می دهد
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته ایست
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی

در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 فروردین 1399
Image result for خارق العاده مناظر زیبای جهان

ای که می پرسی نشان عشق چیست
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست

عشق یعنی مشکلی راحت کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی

در بین این همه ی غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر

عشق یعنی گل بجای خار باش
پل بجای این همه ی دیوار باش

عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری آب را، بر تشنه تر

عشق یعنی دشت گلکاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده

عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی

هر کجا عشق آید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ؛ ممکن شود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 23 دی 1398
تصاویر زیبا با متن

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن

آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو
راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن

دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن

عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی
گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن

خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن

خواستم دنیا بفهمد عاشقم گفتی به من
عشق ما یک عشق پنهانیست حرفش را نزن

عالمان فتوی به تحریم نگاهت داده اند
عمر این تحریم ها آنیست حرفش را نزن

حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 23 دی 1398
عکس پروفایل از منظره های بهاری قرمز رنگ

بیا تا قدر یک دیگر بدانیم

که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم

چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد

چرا با آینه ما روگرانیم

کریمان جان فدای دوست کردند

سگی بگذار ما هم مردمانیم

فسون قل اعوذ و قل هو الله

چرا در عشق همدیگر نخوانیم

غرض‌ها تیره دارد دوستی را

غرض‌ها را چرا از دل نرانیم

گهی خوشدل شوی از من که میرم

چرا مرده پرست و خصم جانیم

چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد

همه عمر از غمت در امتحانیم

کنون پندار مردم آشتی کن

که در تسلیم ما چون مردگانیم

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن

رخم را بوسه ده کاکنون همانیم

خمش کن مرده وار ای دل ازیرا

به هستی متهم ما زین زبانیم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 مهر 1398
عکس منظره غمگین با کیفیت بالا و فول اچ دی طراحی شده برای پروفایل

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام

خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود

وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

ناله می کردم ولیکن بی جواب

تشنه بودم در پی یک جرعه آب

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

خسته بودم هیچ کس یارم نشد

زان میان یک تن خریدارم نشد

هر که آمد پیش حرفی راند و رفت

سوره حمدی برایم خواند و رفت

نه رفیقی نه شفیقی نه کسی

ترس بود و وحشت و دلواپسی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 مهر 1398
عکس های مناظر زیبا و چشم نواز پاییزی

قلب من در هر زمان خواهان توست

این دو چشم عاشقم مهمان توست

گرچه لبریز از غمی درمانده ای

این نگاهم در پی در مان توست

در میان ظلمت شبهای غم

چلچراغ قلب من چشمان توست

در کنارم لحظهاای آسوده باش

همدم دستان من داستان توست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 مهر 1398


وصف رخسارتورادیدم ودلدارشدم

من به هرآینه ای درپیِ دیدارشدم

من به خال لبت ای دوست گرفتارشدم

چشم زیبای تورادیدم وبیمارشدم

فکرمن جزبه درخانه ی توراه نرود

ازخیال تو منِ مجنون وبیکارشدم

مهرتودر دل این فردحقیرمی ماند

من به هرمهری به جزمهرتوبیزارشدم

من به وِرد وبه دعا وُبه نمازسحری

به غم دوری تو عارف دلدار شدم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 مهر 1398
عکس منظره قشنگ برای پروفایل + آلبوم تصاویر

الهی به مستانِ میخانه‌ات

به عقل آفرینانِ دیوانه‌ات

به دُردی کش لُجّۀ کِبریا

که آمد به شأنش فرود، إِنَّمَا

به دُرّی که عرش است او را صدف

به ساقیّ کوثر، به شاه نجف

به نورِ دل صبح خیزان عشق

زِ شادی به اَندُه گریزان عشق

به رندانِ سر مستِ آگاه دل

که هرگز نرفتند، جز راه دل

به شام غریبان به جام صَبوح

کز ایشان بود شامِ ما را فُتوح

که خاکم گِل از آبِ انگور کن

سرا پای من، آتشِ طور کن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 شهریور 1398
عکس طبیعت بکر

خدایا به جان خراباتیان

کزین تُهمتِ هَستِیَم، وا رهان

به میخانۀ وحدتم راه ده

دلِ زنده و جانِ آگاه ده

که از کثرت خلق تنگ آمدم

به هر جا شدم، سر به سنگ آمدم

بیا  ساقیا، مِی به گردش در آر

که دلگیرم از گردش روزگار

ازآن مِی که در دل چو منزل کند

بدن را فروزان‌تر از دل کند

ازآن مِی که گرعکسش افتد به جان

توانی به جان دید، حق را عیان

مِیِ صاف از آلودگیّ بشر

مبدّل به خیر اندر او جمله شر

مِیِ معنی افروزِ صورت گداز

میی گشته معجونِ راز و نیاز

مِیی از منی و تویی گشته پاک

شود جان، چکد قطره‌ای گر به خاک

بیا تا سری در سَرِ خُم کنیم

من و تو، تو و من، همه گم کنیم

چشی گر از این باده، کوکو زنی

شوی چون از او مست، هوهو زنی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 شهریور 1398


( کل صفحات : 148 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic