اشعار عارفانه و انقلابی از شعرای معاصر
چراغ ظلم ظالم تادم محشر نمی سوزد ... اگر سوزد دمی سوزد دمی دیگر نمی سوزد
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام و احترامات خدمت تمامی شما دوستان عزیز به امید صحت وسلامتی کامل شما : دوستان عزیز وبلاگ هذا جهت رشد وارتقای ادب وادبیات شعر ساخته شده تا خدمتی باشد برای هم میهنان عزیز ودوست داران شعر وادب , شما عزیزان گل می توانید مطالب جدید از اشعار را از شعرای سلف ومعاصر دریافت نمایید به امید موفقیت هر چه بیشتر شما عزیزان مارا هم از دعای خیر تان فراموش نکنید .

مدیر وبلاگ :حاج محمود نیکه
          
پنجشنبه 14 اسفند 1393
عکس های زیبا از طبیعت کشور هلند

من ساقی دیوانه ام  ، دُردی کش پیمانه ام

با دوستان بیگانه ام ، بی خانه و کاشانه ام

مجنون صحرای غمم ، غربت قرین و همدمم

از هجر او بی خانه ام ، دیوانه وار مستانه ام

مجنون صحرایم ولی مجنون لیلا نیستم

من بیژن چاه نیستم ، من جغد هر ویرانه ام

در شیوه و دوز و کَلک با هر کسی بودم کَمَک

با هر گلی پروا نه ام ، افسونگر افسانه ام

در عشق طغیان میکنم، با سینه طوفان میکنم

من چل چراغ خانه ام، من بتگر بتخا نه ام

دانی چرا من ساقیم؟ با جام عالم باقیم؟

چون شاهدی فرزانه ام ، مست از می و میخانه ام.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398

ساحل عجیب

ای ساقی صحرای دل، من تشنه ی میخانه ام

جامی بده از تاک شال، من عاشقی دردانه ام

دلبر چه داند از غمم، در این بیابان غریب ؟

او پر ز ناز است و نوا، من قمری غمخانه ام

بازیگرم در راه عشق، شاید تماشاگر شود

افسوس و صد آه و فغان، در چشم او بیگانه ام

من خودسری کردم، نگاه کردم به چشم عاشقش

او هم جفا کرد و کنون، من بی کس و بی خانه ام

فصل خزان عشق من از دور چشمک می زند

من راه را گم کرده ام، پس کو کجا کاشانه ام؟

ساقی بگفت که این جام را پر کن سرشک انتظار

دلبر چو بیند حال تو، گوید بیا دیوانه ام !؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398
عکس منظره های زیبا و تصاویر با کیفیت از طبیعت برای پروفایل
تا چشم دل به روی تو دلبر نظر نکرد
دل ترک جان نگفته و جان ترک سر نکرد

پروانه‌سان به شعله عشق تو تا نسوخت‌
عاشق ز حال خویش صبا را خبر نکرد

یا پیک صبح بر من مسکین نظر نداشت‌
یا بر جوار کوی تو جانا گذر نکرد

خاکت به سر، دلا! که ز هجر رخ نگار
بر سنگ خاره، شعله آهت اثر نکرد

عمری تو لاف عشق و محبت زدی و یار
غیر از حدیث صحبت اغیار سر نکرد

ای مرغ پرشکسته‌! از این دام ابتلا
کس بی وقوف‌، جان سلامت بدر نکرد

در راه عشق‌، توشه صبر و تحملی‌
آن کس که برنداشت‌، به جرأت سفر نکرد

دوشینه پیر میکده می‌گفت‌: نوش باد
آن را که باده خورد و ز مستی حذر نکرد

کو عاشقی که تن به رضای قضا نداد
وآنگاه بردباری حکم قدر نکرد

با درد و غم بساز، فدایی‌، که روزگار
جز زهر کین به کاسه اهل هنر نکرد
استاد فدایی هروی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 فروردین 1398
عکس منظره های زیبا و تصاویر با کیفیت از طبیعت برای پروفایل

چرا همیشه همین است آسمان و زمین؟

زمان هماره همان و زمین همیشه همین؟

 

اگرچه پرسش بی پاسخی است، می پرسم:

چرا همیشه چنان و چرا همیشه چنین؟

 

چرا زمین و زمان بی امان و بی مهرند؟

زمان زمانه ی قهر و زمین زمینه ی کین؟

 

حدیث آدمی و چرخ آسیاب زمان

حدیث جام بلور است و صخره ی سنگین

 

هزار شاید و آیا به جای یک باید

گمان کنم، به گمانم نشسته جای یقین

 

اگر که چون و چرا با خدا خطاست، چرا

چرا سوال و جواب است روز بازپسین؟

 

چرا در آخر هر جمله ای که می گویم

تو ای نشانه ی پرسش نشسته ای به کمین؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 فروردین 1398

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم

نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم

آوار ِ پریشانی ست ، رو سوی چه بگریزم ؟

هنگامه ی حیرانی ست ، خود را به که بسپاریم ؟

تشویش ِ هزار «آیا» ، وسواس ِ هزار «امّا»

کوریم و نمی بینیم ، ورنه همه بیماریم

دوران شکوه باغ ، از خاطرمان رفته است

امروز که صف در صف ، خشکیده و بی باریم

دردا که هدر دادیم ، آن ذات ِ گرامی را

تیغیم و نمی بّریم ، ابریم و نمی باریم

ما خویش ند انستیم ، بیداری مان از خواب

گفتند که بیدارید ، گفتیم که بیداریم !

من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته

امیّد ِ رهایی نیست ، وقتی همه دیواریم

مرحوم حسین منزوی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 اسفند 1397
۱۰

مثل گیسویی که باد آنرا پریشان میکند 

هر دلی را روزگاری عشق ویران می کند

ناگهان می آید ودر سینه می‌لرزد دلم

هرچه جز یاد تو رابا خاک یکسان می کند

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!

موج را برخورد صخره کِی پشیمان میکند؟

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است

هرکسی وی را به مجروح تازه مهمان می کند

اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا

چشم تو از این خیانت‌ها فراوان میکند

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند

دردِ بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می کند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 اسفند 1397
۱۳

خوشا دردی!که درمانش تو باشی
خوشا راهی! که پایانش تو باشی

خوشا چشمی!که رخسار تو بیند
خوشا ملکی! که سلطانش تو باشی

خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی
خوشا جانی! که جانانش تو باشی

خوشی و خرمی و کامرانی
کسی دارد که خواهانش تو باشی

چه خوش باشد دل امیدواری
که امید دل و جانش تو باشی

همه شادی و عشرت باشد، ای دوست
در آن خانه که مهمانش تو باشی

گل و گلزار خوش آید کسی را
که گلزار و گلستانش تو باشی

چه باک آید ز کس آن را که او را
نگهدار و نگهبانش تو باشی

مپرس از کفر و ایمان بی‌دلی را
که هم کفر و هم ایمانش تو باشی

مشو پنهان از آن عاشق که پیوست
همه پیدا و پنهانش تو باشی

برای آن به ترک جان بگوید
دل بیچاره، تا جانش تو باشی

عراقی طالب درد است دایم
به بوی آنکه درمانش تو باشی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 12 اسفند 1397
هومبوش

منم مجنون منم لیلی نمی‌‌گویی چه می‌گویم

مگر گم کرده ام خود را که خود را باز می‌جویم

اگر نه ساقی مستم چرا جویای رندانم

وگر نه ذوق می‌دارم چرا میخانه می‌پویم

اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم

چنان مستم که ازمستی نمی‌‌دانم چه می‌گویم

خیال غیر گر بینم که نقشی در نظر دارد

به آب دیده ساغر خیالش را فرو شویم

خراباتست وماسرمست وساقی جام می‌بر دست

بده ما را مگو زاهد که من ساقی نیکویم

امیر می‌فروشانم که رندانم غلامانند

مگر سلطان نشانم من که شاهانند آنجویم

می و جامی اگر جوئی که باشی همدمش یکدم

بیا و نعمت الله جو در این دوران که من اویم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 5 اسفند 1397
نقاشی های شگفت انگیز با طبیعت برگرفته از هنرهای تجسمی
حال که تنها شده ام می‌روی
واله و رسوا شده ام می‌روی

حال که غیر از تو ندارم کسی
این‌همه تنها شده ام می‌روی

حال که چون پیکر سوزان شمع
شعله سراپا شده ام می‌روی

حال که در بزم خراباتیان
همدم صهبا شده‌ام می‌روی

حال که در وادی عشق و جنون
لاله‌ی صحرا شده ام می‌روی

حال که نادیده خریدار آن
گوهر یکتا شده‌ام می‌روی!

حال که در بحر تماشای تو
غرق تماشا شده‌ام می‌روی

این‌همه رسوا تو مرا خواستی
حال که رسوا شده‌ام می‌روی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 4 اسفند 1397
خدای زیبا،متحرک زیبای رودخانه،لطفا برای باز شدن تصویر صبر کنید

باران که شدى مپرس ، این خانه ى کیست..
 سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست..

باران که شدى، پیاله ها را نشمار…
 جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست…

باران ! تو که از پیش خدا مى آیی
 توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست…

بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
 شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
 حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست

این بى خردان،خویش ، خدا مى دانند
 اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
 در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست

گر درک کنى خودت خدا را بینى
 درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست..





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 22 بهمن 1397


( کل صفحات : 148 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی