تبلیغات
اشعار عارفانه و انقلابی از شعرای معاصر - مطالب آبان 1396
اشعار عارفانه و انقلابی از شعرای معاصر
چراغ ظلم ظالم تادم محشر نمی سوزد ... اگر سوزد دمی سوزد دمی دیگر نمی سوزد
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام و احترامات خدمت تمامی شما دوستان عزیز به امید صحت وسلامتی کامل شما : دوستان عزیز وبلاگ هذا جهت رشد وارتقای ادب وادبیات شعر ساخته شده تا خدمتی باشد برای هم میهنان عزیز ودوست داران شعر وادب , شما عزیزان گل می توانید مطالب جدید از اشعار را از شعرای سلف ومعاصر دریافت نمایید به امید موفقیت هر چه بیشتر شما عزیزان مارا هم از دعای خیر تان فراموش نکنید .

مدیر وبلاگ :حاج محمود نیکه
رویایی ترین منظره های طبیعت,شاهکار طبیعت,طبیعت

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت 
راهی بجز گریز برایم نمانده بود 
این عشق آتشین پر از درد بی امید 
در وادی گناه و جنونم كشانده بود 
رفتم كه داغ بوسه پر حسرت ترا 
با اشكهای دیده ز لب شستشو دهم 
رفتم كه نا تمام بمانم در این سرود 
رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم 
رفتم ‚ مگو ‚ مگو كه چرا رفت ‚ ننگ بود 
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما 
از پرده خموشی و ظلمت چو نور صبح 
بیرون فتاده بود یكباره راز ما
رفتم كه گم شوم چو یكی قطره اشك گرم 
در لابلای دامن شبرنگ زندگی 
رفتم كه در سیاهی یك گور بی نشان 
فارغ شوم كشمكش و جنگ زندگی 
من از دو چشم روشن و گریان گریختم 
از خنده های وحشی طوفان گریختم 
از بستر وصال به آغوش سر هجر 
آزرده از ملامت وجدان گریختم 
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز 
دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر 
می خواستم كه شعله شوم سركشی كنم 
مرغی شدم به كنج قفس بسته و اسیر 
روحی مشوشم كه شبی بی خبر ز خویش 
در دامن سكوت بتلخی گریستم 
نالان ز كرده ها و پشیمان ز گفته ها 
دیدم كه لایق تو و عشق تو نیستم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396
10-w900
سرسبز دل از شاخه بریدم ، تو چه کردی ؟
افتادم و بر خاک رسیدم ، تو چه کردی ؟
من شور و شر موج و تو سرسختی ِ ساحل
روزی که به سوی تو دویدم ، تو چه کردی ؟
هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد ِ خود بودم و دیدم تو چه کردی
مغرور ، ولی دست به دامان ِ رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم ، تو چه کردی ؟
«تنهایی و رسوایی » ، « بی مهری و آزار »
ای عشق ، ببین من چه کشیدم تو چه کردی!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 12 آبان 1396

تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود

طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود

سرکشان را چو به صاف سرخم دستی نیست

سر ما خاک در دردکشان خواهد بود

پیش از آنی که پر از خاک شود کاسه چشم

چشم ما در پی خوبان جهان خواهد بود

تا جهان باقی و آئین محبت باقی است

شعر حافظ همه جا ورد زبان خواهد بود

هر که از جوی خرابات نخورد آب حیات

گر گل باغ بهشت است خزان خواهد بود

حافظا چشمه اشراق تو جاویدانی است

تا ابد آب از این چشمه روان خواهد بود

صحبت پیر خرابات تو دریافته ام

روحم از صحبت این پیر جوان خواهد بود

هر کجا زمزمه عشق و همای شوقی است

به هواداری آن سرو روان خواهد بود

تا چراگاه فلک هست و غزالان نجوم

دختر ماه بر این گله شبان خواهد بود

زنده با یاد سر زلف تو جان خواهم کرد

تا نسیم سحری مشک فشان خواهد بود

ای سکندر تو به ظلمات ابد جان بسپار

عمر جاوید نصیب دگران خواهد بود

شهریارا به گدایی در میکده ناز

که دلت محرم اسرار نهان خواهد بود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 آبان 1396

نتیجه تصویری برای زیباترین باغهای گل جهان
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست

می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است

راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست

طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 4 آبان 1396

هر جا حکایت از صنمی دلربا رود

از هر زبان بر او همه مدح و ثنا رود 

در مسجدی که ساده‌رخی می‌کند نماز

صد دست بر فلک ز برای دعا رود 

سر پیش‌ چشم من به حقیقت عزیز نیست

الا دمی که در سر مهر و وفا رود 

این پنج روز عمر گرامی عزیز دار

با دوستان بهل که به صدق‌ و صفا رود

چون کس خبر ندارد از اسرار علم غیب

حیفست از آن نفس‌ که به چون و چرا رود

رویی گشاده دار و لبی بسته تا ز در

بیگانه آید ار به درون آشنا رو‌د

تیرم بزن بکش که خطا نیست مرگ من

مرگ من آن دمست که تیرت خطا رود

بر صورتت مگر در و دیوار عاشقند

کز هرکجا روم هه ذکر شما رود

بر گنج طلعت تو اگر بنگرد گدا

چون از مقابل تو رود پادشا رود 

از خاطرم نمی‌رود آن ساق سیمگون

مشکل خیال سیم ز یاد گدا رود

زلفت چو ما نگون و پریشان و درهمست

آشفته روز آنکه تو را در قفا رود

خوابم ز چشم رفت و دل از دست و جان ز کف

بر من ز یک نیامدنت تا چها رود 

دور از تو شخص من پر کاهی فزون نبود

وانهم به باد رفت کنون تاکجا رود 

مشتاق روی دوست نخواهد به غیر دوست

کان مدّعیست کش سخن از مدعا رود 

گر خاک پارس‌ شد همه دریا عجب مدار

زین آبهای شور که از چشم ما رود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 3 آبان 1396
عکس های زیبا از طبیعت , عکس های زیبا
 روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد


مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ


جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید


روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد


روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 2 آبان 1396





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی